
بچه های بدشانس 3 : پنجره بزرگ (ماهی)
کد کالا
10010
دستهبندی کودک و نوجوان
برچسبها ادبیات آمریکا, ادبیات داستانی, ادبیات نوجوان, داستان فانتزی, داستان ماجرایی, داستان معمایی, داستان وحشت, دهه 2000 میلادی, رمان, کتاب نوجوان
%20
تخفیف
ریال1,750,000 قیمت اصلی: ریال1,750,000 بود.ریال1,400,000قیمت فعلی: ریال1,400,000.
2 در انبار
| شابک |
9789647948142 |
|---|---|
| مترجم |
زهرا زرکش |
| مولف |
لمونی اسنیکت |
اگر تا به حال فکر کردهاید که زندگی با یک خالهی ترسو چقدر میتواند آرام باشد، لطفاً همین الان این صفحه را ببندید.چون من میخواهم شما را به جایی ببرم که حتی تاب خوردن هم میتواند کشنده باشد: خانهی خاله ژوزفین، درست در کنار دریاچهی «لاکریم». دریاچهای با آبی زهرآلود که اگر تویش بیفتی، نه ماهیها، نه قایقها، نه حتی جسدت هیچ وقت به ساحل نمیرسد.بعد از فرار از دست شمارهی اولاف در خانهی عمو مونتگومری، وایولت، کلاوس و سانی بودلر حالا به سرپرستی زنی رسیدهاند که شاید عجیبترین آدم روی کرهی زمین باشد: خاله ژوزفین.خاله ژوزفین زنی است که از همه چیز میترسد. از در بسته میترسد. از در باز میترسد. از دستگیرهی در میترسد. از سایهی خودش روی دیوار میترسد. خانهی او روی پایههای چوبی لاغری ایستاده که هر لحظه ممکن است فرو بریزند. آشپزخانهاش پر از قوطیهای کنسرو تاریخگذشته است. و قانون اولش این است: “هیچ وقت از پلهها بالا نرو، ممکن است بلغزی.”اما عجیبتر از همه، یک پنجرهی بزرگ در این خانه وجود دارد. پنجرهای آنقدر بزرگ که تمام دریاچه را نشان میدهد. خاله ژوزفین این پنجره را نصب کرده چون میگوید: “دوست دارم ببینم طوفان کی میآید تا زودتر فرار کنم.” اما چیزی که او نمیداند — یا نمیخواهد بداند — این است که گاهی بدترین چیزها از همان پنجره وارد خانه میشوند. مثل طوفان. مثل دروغ. مثل شمارهی اولاف.بله. او اینجاست. این بار با لباس مبدل یک قایقران یکچشم به اسم کاپیتان شَم. با کلاه دریایی، خالکوبی های ساختگی و لهجهی عجیبی که فکر میکدهرکسی را گول میزند. و بدتر از همه، خاله ژوزفین — همان زنی که از سایهاش میترسد — اصلاً نمیفهمد که دارد با یک قاتل حرفهای چای میخورد.ماجرا جایی به اوج میرسد که خاله ژوزفین، به خاطر ترس از یک طوفان ساده، ناپدید میشود. یک یادداشت میگذارد که نوشته: “رفتم خودکشی کنم. لطفاً از بچهها مراقبت کنید.” اما بودلرها آنقدر بدشانس نیستند که حرف اول را باور کنند. آنها میدانند یک نفر خاله ژوزفین را دزدیده. همان کسی که همیشه میدزدد.در این کتابِ به شدت ترسناک (و در عین حال خندهدار) شما شاهد خواهید بود که وایولت با چوب رختآویزی و یک چاقوی کرهخوری، یک قلاب نجاتبخش میسازد. کلاوس باید تمام قوانین دستور زبان فرانسه را یاد بگیرد تا یک یادداشت جعلی را رو کند. و سانی — آری، همان نوزاد کوچولو — با دندانهای تیزش طنابی را میجود تا از یک قفس مرگبار زیر درخت فرار کند.پنجرهی بزرگ پر است از طوفانهای بیامان، زالوهای گرسنه، سوپ گوجهفرنگیِ مانده و این حقیقت تلخ که بدترین اشتباه، ترسیدن است. نه ترس از طوفان، نه ترس از اولاف. ترس از تصمیم گرفتن.پس اگر تحمل دیدن یک خالهی دیوانه و یک دریاچهی خودکش را دارید، این کتاب را باز کنید. اما یادتان باشد: پنجرهی بزرگ فقط منظرهی دریاچه را نشان نمیدهد. گاهی نشان میدهد چطور همه چیزهایی که دوست داری، یکییکی، جلوی چشمانت غرق میشوند.»




دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.