
بچه های بدشانس 11 : غار غم انگیز (ماهی)
کد کالا
10008
دستهبندی کودک و نوجوان
برچسبها ادبیات آمریکا, ادبیات داستانی, ادبیات کودک و نوجوان, داستان فانتزی, داستان ماجرایی, داستان معمایی, دهه 2000 میلادی
%20
تخفیف
ریال2,300,000 قیمت اصلی: ریال2,300,000 بود.ریال1,840,000قیمت فعلی: ریال1,840,000.
12 در انبار
| شابک |
9789647948999 |
|---|---|
| مترجم |
رضا دهقان |
| مولف |
لمونی اسنیکت |
اگر تا به حال فکر کردهاید که غواصی در اعماق دریا چقدر میتواند ماجراجویانه باشد، لطفاً همین الان این صفحه را ببندید.چون آبی که من میخواهم شما را به آن فرو ببرم، نه آبی دریاهاست و نه آبی آسمان. اینجا تاریکترین جای دنیاست: غار غمانگیز. جایی که حتی نور هم از وارد شدن به آن میترسد.بعد از سقوط از صخرههای کوهستان، غرق شدن در آبشار یخزده و زنده ماندن به معجزه، وایولت، کلاوس و سانی بودلر فکر میکنند بدترین اتفاقهای ممکن را پشت سر گذاشتهاند. اما زندگی برای بچههای بدشانس همیشه یک شگفتی دیگر در جیب دارد.این بار، آنها سوار بر قایقی به نام «کتابخوار» (بله، یک قایق با اسم عجیب) هستند. قایقی که مالکش موجودی است به نام «کاپیتان ویدرشینز» مردی که نیمی از صورتش فلز است، نیمی دیگر جای زخم، و تمام وجودش پر از عصبانیت از لفظ «اورفن» (یتیم). او به قدری از این کلمه متنفر است که بچهها را مجبور میکند خودشان را «خودسرپرست» بنامند.کاپیتان ویدرشینز (که ترجیح میدهد فقط به او بگویند «کاپیتان») یک زیردریایی فرسوده دارد به نام «گوبید گابلین» . با این وسیله، بچهها باید به عمق تاریکترین نقطهی اقیانوس سفر کنند. چرا؟ چون نشانهای از دوستان گمشدهشان، دوقلوهای کوئاگمایر، از ته غار غمانگیز به گوش رسیده.اما هیچکس به آنها نگفته که در این غار چه چیزی زندگی میکند. موجودی به نام «مدوزای قارچی». نه، اسمش را دست کم نگیرید. این قارچ نه تنها سمی است، نه تنها کشنده است، بلکه بدترین چیز ممکن: به آسانی مثل شایعه پخش میشود. یک نفس کشیدن در نزدیکی آن کافی است تا بدشانسی شما به فاجعهای بیبازگشت تبدیل شود. تنها یک چیز میتواند مسمومیت با مدوزای قارچی را درمان کند: **شکلات داغ***. بله، درست خواندید. جواب همهی بدیهای این جهان، گاهی یک فنجان شکلات داغ ساده است.در همین حین — و چه تعجبآوری — شمارهی اولاف هم از راه میرسد. این بار نه با لباس مبدل یک معلم ورزش، نه یک کارآگاه الکی. این بار او لباس غواصی به تن کرده و زیر آب هم دست از تعقیب بودلرها برنمیدارد. شاید این بار، زیر آن همه آب و تیرهگی، بالاخره بفهمیم چرا اولاف این قدر از بچههای بودلر متنفر است. یا شاید هم بفهمیم که شاید — فقط شاید — اولاف هم روزی یک آدم معمولی بوده.در این کتابِ به شدت خیس، شما شاهد خواهید بود که کلاوس در عمق صدها متری زمین سعی میکند یک شعر لاتین را رمزگشایی کند. وایولت با چراغ قوهای که دارد خاموش میشود، یک دستگاه تنفس اضطراری اختراع میکند. و سانی — آن نوزادی که در کتاب اول فقط گاز میگرفت — حالا بزرگتر شده و حرف میزند. حرفهایی که گاهی از بقیه عاقلانهتر است.غار غمانگیز پر است از کابوسهای مرطوب، معماهای شناور و تصمیمهایی که هیچ راه درستی در میانشان نیست. باید انتخاب کنید بین نجات دوستتان یا نجات خودتان. بین راست گفتن و زنده ماندن. بین شکلات داغ و مرگ سرد.پس اگر غواصی بلدید و از تاریکی نمیترسید، این کتاب را باز کنید. اما یادتان باشد: در ته غار غمانگیز، هیچ ماهی خندان و مرجان رنگی در انتظارتان نیست. فقط سایههایی از چیزهایی که روزی بودید… و چیزهایی که ممکن بود بشوید، اگر فقط کمی خوششانستر بودید.»




دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.