بچه‏ های‏ بدشانس 11_غار غم انگیز* رقعی / ماهی

کد کالا بچه-های-بدشانس-11_غار-غم-انگیز-رقعی-ما دسته‌بندی برچسب‌ها , , ,
%20

تخفیف

قیمت اصلی: ریال2,300,000 بود.قیمت فعلی: ریال1,840,000.

16 در انبار

سال چاپ

1394

شابک

9789647948999

قطع

وزیری

مترجم

رضا دهقان

مولف

لمونی اسنیکت

نوبت چاپ

7

نوع جلد

شمیز

 تاریکی، سنگ، نقاشی‌های باستانی و اولین بار بدون بزرگتر!آیا تا به حال وارد یک غار شده‌اید؟ جایی که نور خورشید به آن نمی‌رسد، صدای چکیدن آب از سقف می‌آید، دیوارها خیس و سردند و هر قدمی که برمی‌داری در تاریکی گم می‌شود. حالا تصور کنید چنین غاری پر از نقاشی‌های باستانی باشد، راهروهای پیچ‌درپیچ داشته باشد و محلی‌ها بگویند هر کسی وارد آن شود، دیگر بیرون نمی‌آید. و بدتر از همه، تصور کنید برای اولین بار در زندگی‌تان، هیچ بزرگتری کنارتان نباشد. فقط خودتان، تاریکی، و رازی که شاید کلید همه چیز باشد. خوش آمدید به **غار گریزان** – شاید تاریک‌ترین و در عین حال روشن‌کننده‌ترین ماجرای بچه‌های بودلر تا به امروز!بعد از ماجرای لغزشگاه یخی (و بله، فاجعه‌ای که آنجا رخ داد)، وایولت، کلاوس و سانی بودلر باز هم بی‌سرپرست شده‌اند. اما این بار، اتفاق عجیبی می‌افتد: دادگاه خانواده تصمیم می‌گیرد آنها را تحت سرپرستی **هیچ‌کس** قرار ندهد. برای اولین بار در کل مجموعه، بچه‌ها باید خودشان از خودشان مراقبت کنند. اما یک شرط وجود دارد: آنها باید در **غار گریزان** پنهان شوند تا پرونده سرپرستی جدیدشان بررسی شود. غاری که هیچ‌کس جرات ورود به آن را ندارد.راه رسیدن به غار گریزانرسیدن به غار گریزان خودش یک ماجراست. اول باید از یک **آبشار یخ‌زده** بالا بروی – آبی که در هوای سرد یخ زده و تبدیل به دیواری از بلورهای شفاف شده. دستگیره نیست، پله نیست، فقط یخ صاف و لغزنده. وایولت با استفاده از تکه‌های چوب و طناب، یک نردبان موقت می‌سازد. کلاوس مسیر را با کتاب قدیمی‌ای که از هتل قبلی برداشته، پیدا می‌کند. و سانی کوچولو با دندان‌های تیزش تکه‌های یخ را می‌جود تا جای پا درست کند!بعد از آبشار، باید از میان **مه غلیظی** عبور کنی که همه چیز را می‌پوشاند. مهی که حتی یک متر جلوتر را هم نمی‌توانی ببینی. بچه‌ها دست هم را می‌گیرند و قدم برمی‌دارند، صداهای عجیبی از دور می‌شنوند – شبهنگام، شاید خفاش، شاید چیز دیگری.و بالاخره، بعد از ساعتها، به دهانه غار می‌رسند. دهانه‌ای بزرگ و تاریک که انگار دارد آنها را به درون خودش می‌بلعد.زندگی در غار گریزانداخل غار تاریک و سرد است. اما بچه‌ها کم‌کم با فضا آشنا می‌شوند. وایولت با استفاده از سنگ‌های فسفری که روی دیوارها پیدا می‌کند، نور درست می‌کند. کلاوس دیوارها را بررسی می‌کند و چیزی شگفت‌انگیز می‌یابد: **نقاشی‌های باستانی**! نقاشی‌هایی از آدم‌هایی که لباس‌های عجیب دارند، نمادهایی که شبیه چشم هستند و صحنه‌هایی که انگار یک **سازمان مخفی** را نشان می‌دهد. همان **VFD**…و سانی کوچولو… سانی چیزی پیدا می‌کند که همه چیز را تغییر می‌دهد: یک تکه پارچه کهنه با حروفی که روی آن گلدوزی شده. حروفی که می‌گوید: **”بودلرها، هرگز تسلیم نشوید.”**بچه‌ها می‌فهمند که والدینشان قبلاً به این غار آمده‌اند. والدینشان این نقاشی‌ها را دیده‌اند. والدینشان رازی را می‌دانسته‌اند که حالا آنها باید کشف کنند.اما…کنت اولاف بازگشت – این بار به عنوان یک باستان‌شناس!بله، دوباره! درست زمانی که بچه‌ها مشغول کشف رازهای غار هستند، صدای قدمهایی از دور می‌شنوند. یک مرد با کلاه کتانی، کت چرمی و یک ذره‌بین در دست وارد غار می‌شود. اسمش را می‌گذارد **گوستاو** و می‌گوید یک باستان‌شناس معروف است که برای تحقیق درباره نقاشی‌های باستانی آمده.اما بچه‌های بودلر از همان لحظه اول می‌دانند: زیر آن کلاه کتانی و ذره‌بین، همان **کنت اولاف** است با خال کثیف روی صورت و ابروی پرپشت. این بار او لهجه خارجی عجیبی دارد و وانمود می‌کند که یک دانشمند بزرگ است. اما نقشه او ربطی به علم ندارد. نقشه او ربط دارد به… **رازی که بچه‌ها در آستانه کشف آن هستند.**نقشه کنت اولاف: رسیدن به راز اولکنت اولاف این بار نقشه هوشمندانه‌ای دارد. او می‌داند که در این غار چیزی پنهان شده – چیزی که والدین بچه‌های بودلر سال‌ها پیش آنجا گذاشته‌اند. چیزی که می‌تواند همه چیز را فاش کند: اینکه VFD到底是什么، چرا والدینشان مردند، و چه کسی واقعاً پشت آتش‌سوزی خانه بود.نقشه او این است: خود را به عنوان یک باستان‌شناس جا بزند، اعتماد بچه‌ها را جلب کند (این بار نه با زور، با حیله)، و قبل از آنها به راز غار دست پیدا کند. اگر او اول آن چیز را پیدا کند، آن را نابود می‌کند – و بچه‌ها هرگز حقیقت را نمی‌فهمند.اما این بار، یک چیز فرق می‌کند: بچه‌ها دیگر آن سه کودک ساده‌ای نیستند که در جلد اول بودند. آنها چیزهای زیادی یاد گرفته‌اند. آنها می‌دانند چگونه از خودشان دفاع کنند. و آنها می‌دانند که حقیقت ارزش هر خطری را دارد.حالا بچه‌ها باید: 1. راز نقاشی‌های باستانی را کشف کنند 2. چیزی را که والدینشان در غار پنهان کرده‌اند، پیدا کنند 3. هویت واقعی گوستاو را ثابت کنند 4. از غار زنده بیرون بیایندو این بار، اتفاقی می‌افتد که همه چیز را برای همیشه روشن می‌کند…چرا «غار گریزان» یکی از مهم‌ترین جلدهای مجموعه است؟– **اولین بار بدون بزرگتر:** بچه‌ها باید کاملاً تنها و بدون هیچ کمکی از پس خودشان بربیایند – **فاش شدن رازها:** در این جلد، بزرگ‌ترین رازهای مجموعه فاش می‌شود – **نقاشی‌های باستانی:** تصاویری که تاریخچه VFD را نشان می‌دهند – **فضای تاریک و مرموز:** غار با راهروهای پیچ‌درپیچ و صداهای عجیب، ترسناک‌ترین فضای مجموعه – **نقطه اوج مجموعه:** این جلد نقطه عطفی است که همه چیز را به سمت پایان هدایت می‌کندکلمات جدیدی که این بار یاد می‌گیریدر «غار گریزان» با کلماتی مثل **«باستان‌شناسی»** (علم مطالعه آثار باستانی)، **«نقاشی غاری»** (نقاشی‌های قدیمی روی دیوار غارها) و **«رمزگشایی»** (کشف معنای چیزهای رمزآلود) آشنا می‌شوی. و لِمونی اسنیکت این بار به تو توضیح می‌دهد که چرا گاهی تاریک‌ترین جاها، روشن‌ترین حقیقت‌ها را پنهان می‌کنند.مناسب چه کسانی است؟– کودکان و نوجوانان **۹ تا ۹۹ سال** – کسانی که ۱۰ جلد اول را خوانده‌اند و نفس‌نفس می‌زنند – طرفداران داستان‌های معمایی در فضای تاریک – کسانی که می‌خواهند بالاخره راز VFD را بفهمند – هر کسی که از باستان‌شناسی و نقاشی‌های باستانی لذت می‌برد – کسانی که فکر می‌کنند غارها جای امنی هستند (سخت در اشتباهید!)چرا نشر ماهی؟نشر ماهی با ترجمه فوق‌العاده **مژده دقیقی**، تمام رمز و راز این جلد مهم – از تاریکی غار تا نقاشی‌های باستانی – را به زیبایی به فارسی برگردانده است. قطع رقعی، کاغذ سفید و طراحی جلد جذاب، خواندن این کتاب را به تجربه‌ای فراموش‌نشدنی تبدیل می‌کند.—یک جمله از کتاب برای وسوسه شدن:> *«غار گریزان جایی بود که هیچ‌کس نمی‌خواست به آنجا برود. محلی‌ها می‌گفتند هر کسی وارد غار شود، دیگر بیرون نمی‌آید. اما بچه‌های بودلر چاره‌ای نداشتند. برای اولین بار در زندگی‌شان، هیچ بزرگتری نبود که از آنها مراقبت کند. هیچ سرپرستی نبود که برایشان تصمیم بگیرد. هیچ خانه‌ای نبود که به آن برگردند. فقط تاریکی بود، سنگ، و نقاشی‌هایی روی دیوار که شاید راز مرگ والدینشان را فاش می‌کرد. یا شاید هم خودشان تبدیل می‌شدند به بخشی از همان راز…»*حالا اگر جرات داری، چراغ قوه‌ات را بردار و وارد غار گریزان شو…**اما مواظب باش! بعضی از غارها فقط تاریک هستند. اما بعضی‌ها… بعضی‌ها حقیقت را در دل خود پنهان کرده‌اند. حقیقتی که شاید تحملش را نداشته باشی.****جلد یازدهم ماجرای بچه‌های بدشانس را همین حالا تهیه کن – اگر از تاریکی نمی‌ترسی!** 

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “بچه‏ های‏ بدشانس 11_غار غم انگیز* رقعی / ماهی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *