بچه‏ های‏ بدشانس‏ 3_پنجره بزرگ رقعی / ماهی

کد کالا بچه-های-بدشانس-3_پنجره-بزرگ-رقعی-ما دسته‌بندی برچسب‌ها , , ,
%20

تخفیف

قیمت اصلی: ریال380,000 بود.قیمت فعلی: ریال304,000.

8 در انبار

سال چاپ

1394

شابک

9789647948142

قطع

وزیری

مترجم

زهرا زرکش‏

مولف

لمونی اسنیکت

نوبت چاپ

9

نوع جلد

شمیز

طوفان، ترس، یک خاله عجیب و یک پنجره با منظره وحشتناک!باران می‌بارد. باد شدیدی می‌وزد. ابرها سیاه و سنگین به نظر می‌رسند. و بچه‌های بودلر باز هم بی‌سرپرست شده‌اند. چه مکان مناسبی برای شروع یک ماجراجویی دیگر، این بار در کنار **دریاچه تندباد**!بعد از مرگ ناگهانی عمو مونتگومری (بله، دوباره بدشانسی آوردند)، وایولت، کلاوس و سانی بودلر حالا به سرپرستی **خاله جوزفین** سپرده می‌شوند. خاله جوزفین یک زن بسیار مسن، بسیار مهربان و بسیار… **ترسو** است! او از همه چیز می‌ترسد: از اجاق گاز، از تلفن زدن، از مهمان ناخوانده، از پختن غذا، از باد، از رعد و برق، حتی از ملخ‌ها! خانه‌ی او یک کلبه چوبی قدیمی است که روی یک صخره و لبه پرتگاه دریاچه تندباد قرار دارد. و در این کلبه، یک **پنجره بزرگ** وجود دارد که منظره‌ای از دریاچه را نشان می‌دهد – منظره‌ای که هم باشکوه است و هم وحشتناک.زندگی در خانه خاله جوزفینزندگی با خاله جوزفین یعنی زندگی با هزار تا قانون عجیب: «به زنگ تلفن جواب نده، شاید کسی پشت خط باشد!»، «اجاق گاز را روشن نکن، شاید منفجر شود!»، «با صدای بلند حرف نزن، شاید سقف فرو بریزد!». بچه‌های بودلر باید خودشان آشپزی کنند، خودشان خانه را تمیز کنند و خودشان مراقب باشند که خاله جوزفین از چیزی نترسد.اما وایولت (که باز هم با روبان موهایش را می‌بندد و ایده‌های نابغه‌وار می‌دهد) و کلاوس (که باز هم عینکش را بالا می‌زند و کتاب می‌خواند) و سانی کوچولو (که با دندان‌های تیزش سعی می‌کند همه چیز را بجود) سعی می‌کنند خود را با شرایط وفق دهند. تا اینکه…کنت اولاف بازگشت – این بار با ریش دروغین!بله، دوباره! **کنت اولاف**، همان مرد شرور با ابروی پرپشت و خال کثیف، این بار با لباس مبدل **کاپیتان شمشیردندان** وارد می‌شود – یک ملوان خشن با ریش بلند، چوب دستی و لهجه دریایی. او وانمود می‌کند که یک دوست قدیمی خاله جوزفین است و می‌خواهد در خانه بماند. خاله جوزفین که از تنهایی و ترس دیوانه شده، خوشحال است که کسی کنارش باشد. اما بچه‌های بودلر از همان نگاه اول می‌دانند: این همان کنت اولاف است، با یک نقشه جدید و شوم‌تر از همیشه.این بار نقشه کنت اولاف چیست؟ می‌خواهد خاله جوزفین را متقاعد کند که وصیت‌نامه بنویسد و همه چیز را به او ببخشد. و اگر خاله جوزفین مقاومت کند… شاید یک «تصادف» بد در دریاچه تندباد اتفاق بیفتد.فاجعه در دریاچه تندبادو دقیقاً همین اتفاق می‌افتد. یک شب، در میان طوفانی وحشتناک، خاله جوزفین ناپدید می‌شود. همه فکر می‌کنند او از پنجره بزرگ به داخل دریاچه سقوط کرده و غرق شده. اما بچه‌های بودلر یک چیز را می‌دانند: خاله جوزفین آنقدر از آب می‌ترسیده که حتی نزدیک دریاچه هم نمی‌رفته، چه برسد به اینکه از پنجره بیرون بپرد!حالا بچه‌ها باید در میان طوفان، باران و خطر، حقیقت را کشف کنند، کنت اولاف را رسوا کنند و جلوی نقشه او را بگیرند – و این بار وقت بسیار کمی دارند، چون اگر کسی نیاید، وصیت‌نامه خاله جوزفین به دست کنت اولاف خواهد افتاد.چرا «پنجره بزرگ» یکی از بهترین‌های مجموعه است؟– **فضای گوتیک و رازآلود:** دریاچه تندباد، طوفان، کلبه قدیمی روی صخره – این جلد بیشتر از هر جلد دیگری حس یک داستان معمایی تاریک را دارد – **خاله جوزفین:** یکی از عجیب‌ترین و به‌یادماندنی‌ترین شخصیت‌های کل مجموعه. تو نمی‌دانی بهش بخندی یا برایش گریه کنی – **تعلیق نفس‌گیر:** فصل‌های پایانی کتاب را نمی‌توانی زمین بگذاری – **طنز سیاه در اوج:** حتی وقتی خاله جوزفین دارد از ملخ می‌ترسد، لِمونی اسنیکت شما را می‌خنداندکلمات جدیدی که این بار یاد می‌گیریدر «پنجره بزرگ» با کلماتی مثل **«گرامر»** (دستور زبان)، **«نوستالژی»** (دلتنگ شدن برای گذشته) و **«وحشت‌زدگی»** (ترس مرضی از یک چیز خاص) آشنا می‌شوی. و راستی، لِمونی اسنیکت این بار هم به تو توضیح می‌دهد که چرا گرامر می‌تواند مسئله مرگ و زندگی باشد!مناسب چه کسانی است؟– کودکان و نوجوانان **۹ تا ۹۹ سال** – کسانی که جلد اول و دوم را خوانده‌اند و نمی‌توانند صبر کنند – طرفداران داستان‌های معمایی با فضای تاریک و بارانی – کسانی که از ترسیدن لذت می‌برند (البته ترسیدن از خاله جوزفین، نه از خود داستان!) – هر کسی که فکر می‌کند پایان‌های خوش بیش از حد تکراری شده‌اندچرا نشر ماهی؟نشر ماهی با ترجمه بی‌نظیر **مژده دقیقی**، تمام حس و حال این جلد خاص – از ترس خاله جوزفین تا طوفان دریاچه – را به زیبایی به فارسی برگردانده است. قطع رقعی، کاغذ سفید و طراحی جلد جذاب، خواندن این کتاب را به لذتی شبانه تبدیل می‌کند.یک جمله از کتاب برای وسوسه شدن:> *«خاله جوزفین از خیلی چیزها می‌ترسید. از اجاق گاز می‌ترسید، از تلفن می‌ترسید، از ملخ می‌ترسید، از باد می‌ترسید. اما بیشتر از همه، از دریاچه تندباد می‌ترسید. همان دریاچه‌ای که حالا پنجره بزرگ خانه‌اش به آن مشرف بود. شاید به همین دلیل بود که هیچ‌وقت پرده‌ها را کنار نمی‌زد.»*حالا اگر جرات داری، چمدانت را ببند و به دریاچه تندباد برو…**اما یک قول بده: از پنجره بزرگ به بیرون نگاه نکنی، مگر اینکه واقعاً مجبور باشی!**جلد سوم ماجرای بچه‌های بدشانس را همین حالا تهیه کن – اگر از طوفان نمی‌ترسی!**

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “بچه‏ های‏ بدشانس‏ 3_پنجره بزرگ رقعی / ماهی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *