
بچه های بدشانس 6_آسانسور قلابی* رقعی / ماهی
کد کالا
بچه-های-بدشانس-6_آسانسور-قلابی-رقع
دستهبندی داستان و شعر نوجوان
برچسبها داستان و شعر نوجوان, کودک و نوجوان, محصولات, نوجوان
%20
تخفیف
ریال1,850,000 قیمت اصلی: ریال1,850,000 بود.ریال1,480,000قیمت فعلی: ریال1,480,000.
13 در انبار
| سال چاپ |
1395 |
|---|---|
| شابک |
9789647948418 |
| قطع |
وزیری |
| مترجم |
نسترنپاشایی |
| مولف |
لمونی اسنیکت |
| نوبت چاپ |
7 |
| نوع جلد |
شمیز |
هتل، دروغ، یک آسانسور عجیب و یک مرد مرموز با دستان زخمی!هتل محل اقامت موقتی است. جایی که برای یکی دو شب میروی، چمدانت را باز میکنی، میخوابی و صبح روز بعد میروی. اما اگر مجبور باشی در یک هتل **زندگی کنی**؟ هتلی با راهروهای بینهایت، مهمانان عجیب و غریب، یک مدیر خجالتی و یک آسانسور که هیچکس نمیداند چه طبقاتی دارد؟ خوش آمدید به **هتل شلوغ** – جدیدترین و شاید عجیبترین خانه بچههای بودلر!بعد از ماجراهای کارگاه مصیبتبار (و بله، فاجعهای که آنجا رخ داد)، وایولت، کلاوس و سانی بودلر باز هم بیسرپرست شدهاند. **آقای پو** – همان بانکداری که همیشه بدترین تصمیمها را میگیرد – تصمیم میگیرد آنها را به صورت موقت در **هتل شلوغ** بگذارد تا تکلیف سرپرستی جدیدشان روشن شود. هتل شلوغ جایی است که همه چیز در آن عجیب به نظر میرسد: از مدیر خجالتی که از میهمانان فرار میکند تا مهمانهایی که اسمهای ساختگی دارند و هیچکس نمیداند واقعاً چه کسانی هستند.زندگی در هتل شلوغهتل شلوغ یعنی صبحانه در رستوران بزرگ، راهروهای فرششده با طرحهای عجیب، و یک **آسانسور قلابی** که مرموزتر از هر چیز دیگری است. آسانسور هفت طبقه دارد، اما دکمه طبقه هفتم کار نمیکند. هیچکس نمیداند طبقه هفتم کجاست و چرا کسی نمیتواند به آنجا برود. مدیر هتل مدام میگوید: «به طبقه هفتم نروید، آنجا تعطیل است!» اما بچههای بودلر میدانند که هر چیزی که کسی بخواهد پنهان کند، ارزش پیدا کردن را دارد.وایولت که این بار هم با روبان موهایش را میبندد و ایدههای جدید میدهد، تصمیم میگیرد معمای آسانسور را حل کند. کلاوس کتابهای مربوط به تاریخ هتل را در کتابخانه پیدا میکند و میخواند. و سانی کوچولو که حالا دیگر حسابی چهار دست و پا راه میرود، دوست جدیدی پیدا میکند: یک نوزاد دیگر در هتل به نام **سانری** که مثل او دندانهای تیزی دارد و به زبانی عجیب حرف میزند. بالاخره کسی که سانی میتواند با او حرف بزند!اما…کنت اولاف بازگشت – این بار به نام «گونتر»!بله، دوباره! درست زمانی که بچهها فکر میکنند هتل شاید جای امنی باشد، یک **پیشخدمت جدید** به نام **گونتر** استخدام میشود. گونتر یک پیشخدمت معمولی به نظر میرسد، با لباس تمیز و رفتار مؤدبانه. اما بچههای بودلر از همان لحظه اول میدانند: زیر آن لباس پیشخدمتی، همان **کنت اولاف** است با خال کثیف روی صورت و ابروی پرپشت. این بار او خالکوبی عجیبی روی مچ پایش دارد که شبیه یک چشم است – نماد یک سازمان مخوف و مرموز.اما این بار کنت اولاف تنها نیست. او با یک زن مرموز به نام **اسموک** کار میکند – زنی با موهای سفید، چهره سنگی و نگاهی که میتواند آدم را منجمد کند. و بدتر از همه، جایی در هتل، یک **مرد ناشناس** وجود دارد با دستانی پوشیده از زخم و بانداژ. کسی که همه از او میترسند. کسی که حتی کنت اولاف هم از او حساب میبرد.نقشه جدید کنت اولاف: یک حراجی مرگباراین بار کنت اولاف نقشه هوشمندانهای دارد. او قصد دارد یک **حراجی بزرگ** در هتل برگزار کند. همه چیزهایی را که بچههای بودلر از والدینشان به ارث بردهاند – جواهرات، کتابها، وسایل شخصی – در این حراجی به فروش برساند. اما نکته اینجاست: خود بچهها هم جزو اموالی هستند که قرار است فروخته شوند!کنت اولاف نقشه کشیده که بچهها را به بردگی بفروشد. او از دوستش اسموک کمک میگیرد تا خریداران عجیب و غریبی از جاهای دور بیاورند. و اگر کسی مانع شود… مرد ناشناس با دستان زخمی منتظر است.حالا بچهها باید:
1. راز طبقه هفتم آسانسور را کشف کنند
2. مدارکی پیدا کنند که هویت واقعی گونتر را ثابت کند
3. جلوی حراجی را بگیرند
4. از دست مرد ناشناس فرار کنندو این بار، وقت خیلی کم است – حراجی فردا صبح برگزار میشود.چرا «آسانسور قلابی» یکی از پرتعلیقترینهای مجموعه است؟– **فضای معمایی و بسته:** هتل با راهروهای پیچدرپیچ و شخصیتهای مرموز، فضایی شبیه به یک معمای کلاسیک جنایی دارد
– **آسانسور به عنوان نماد:** آسانسوری که به طبقه ممنوعه میرود، استعارهای از رازهایی است که کسی نمیخواهد فاش شود
– **معرفی سازمان مرموز VFD:** این جلد برای اولین بار اشارههایی به یک سازمان مخفی میکند که بعدها در جلدهای بعدی نقش اصلی را پیدا میکند
– **مرد ناشناس:** یکی از ترسناکترین شخصیتهای کل مجموعه. حتی اسمش را هم نمیدانی!
– **تعلیق نفسگیر:** فصلهای پایانی را نمیتوانی زمین بگذاریکلمات جدیدی که این بار یاد میگیریدر «آسانسور قلابی» با کلماتی مثل **«همدست»** (کسی که در کار بد با دیگری شریک است)، **«حراجی»** (فروش کالا به بالاترین قیمت) و **«ناشناس»** (کسی که هویت فاش نمیشود) آشنا میشوی. و لِمونی اسنیکت این بار به تو توضیح میدهد که چرا گاهی نشناختن یک آدم از شناختنش ترسناکتر است.مناسب چه کسانی است؟– کودکان و نوجوانان **۹ تا ۹۹ سال**
– کسانی که پنج جلد اول را خواندهاند و دیوانهوار منتظر جلد ششم هستند
– طرفداران داستانهای معمایی در فضای بسته (مثل هتل یا عمارت)
– کسانی که از شخصیتهای مرموز و سازمانهای مخفی لذت میبرند
– هر کسی که فکر میکند آسانسورها فقط برای رفتن به طبقات بالا و پایین هستند (سخت در اشتباهید!)چرا نشر ماهی؟نشر ماهی با ترجمه فوقالعاده **مژده دقیقی**، تمام رمز و راز این جلد خاص – از راهروهای هتل تا معمای آسانسور – را به زیبایی به فارسی برگردانده است. قطع رقعی، کاغذ سفید و طراحی جلد جذاب، خواندن این کتاب را به تجربهای فراموشنشدنی تبدیل میکند.—یک جمله از کتاب برای وسوسه شدن:> *«آسانسور هتل شلوغ هفت طبقه داشت. اما دکمه طبقه هفتم کار نمیکرد. مدیر هتل میگفت طبقه هفتم تعطیل است. اما بچههای بودلر یاد گرفته بودند که وقتی کسی میگوید جایی تعطیل است، معمولاً همان جایی است که باید بروند. تنها مشکل این بود که هیچکس نمیدانست چگونه به آنجا برسد. و هیچکس نمیدانست اگر برسند، چه چیزی آنجا منتظرشان است.»*حالا اگر جرات داری، وارد آسانسور شو و دکمه طبقه هفتم را بزن…**اما مواظب باش! بعضی از آسانسورها به جای طبقات، به ورطه نابودی میروند. و بعضی از آدمها… آسانسور نیستند، اما میتوانند تو را به همان ورطه ببرند.****جلد ششم ماجرای بچههای بدشانس را همین حالا تهیه کن – اگر از ارتفاع نمیترسی!**




دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.