
بچه های بدشانس 8_بیمارستان خطرناک* رقعی / ماهی
کد کالا
بچه-های-بدشانس-8_بیمارستان-خطرناک
دستهبندی داستان و شعر نوجوان
برچسبها داستان و شعر نوجوان, کودک و نوجوان, محصولات, نوجوان
%20
تخفیف
ریال400,000 قیمت اصلی: ریال400,000 بود.ریال320,000قیمت فعلی: ریال320,000.
2 در انبار
| سال چاپ |
1399 |
|---|---|
| شابک |
9789647948753 |
| قطع |
رقعی |
| مترجم |
محبوبه مهاجری |
| مولف |
لمونی اسمنیکت |
| نوبت چاپ |
9 |
| نوع جلد |
شمیز |
راهروهای تاریک، پروندههای مخفی و یک پزشک دروغین!آیا تا به حال در بیمارستان بستری شدهاید؟ صدای آژیر آمبولانس، بوی الکل و مواد ضدعفونیکننده، پرستارهایی که با عجله راه میروند و پزشکهایی که با کلمات قلمبهسلمبه حرف میزنند. حالا تصور کنید مجبور باشید در چنین جایی زندگی کنید. با یک سرپرست عجیب که بیشتر از همه به جارو کشیدن و مرتب کردن تختها اهمیت میدهد. و یک پزشک جدید که بوی دروغ و فریب میدهد. خوش آمدید به **بیمارستان خطرناک** – جایی که شاید بالاخره راز مرگ والدین بودلر فاش شود… اگر زنده بمانند!بعد از ماجرای دهکده حیوانات (و بله، فاجعهای که آنجا رخ داد)، وایولت، کلاوس و سانی بودلر باز هم بیسرپرست شدهاند. اما این بار یک خبر خوب وجود دارد: آنها به **بیمارستان هیملیک** فرستاده میشوند، همان بیمارستانی که والدینشان قبل از مرگ در آن بستری بودند. شاید اینجا بتوانند پرونده پزشکی والدینشان را پیدا کنند و بفهمند واقعاً چه اتفاقی برایشان افتاده است. شاید اینجا بالاخره راز آتشسوزی خانه و مرگ مرموز پدر و مادرشان کشف شود.زندگی در بیمارستان هیملیکسرپرست جدید بچهها **آقای ویلهمینا** است – یک پرستار مسن و بسیار سختگیر با موهای سفید و عینکهای کلفت. او اسمش را از یک پرستار معروف تاریخی گرفته، اما ترجیح میدهد او را **ماتیلدا** صدا بزنند. ماتیلدا بیشتر از هر چیزی به نظافت و ترتیب اهمیت میدهد. او بچهها را مجبور میکند تمام روز راهروها را جارو بزنند، تختها را مرتب کنند و ملحفهها را عوض کنند. “یک بیمارستان تمیز، بیماران سالم” این شعار اوست.اما خبر خوب این است که بیمارستان پر از پروندههای پزشکی قدیمی است. وایولت که با روبان موهایش را میبندد و ایدههای جدید میدهد، نقشه میکشد که شبها مخفیانه به بایگانی برود و پرونده والدینشان را پیدا کند. کلاوس که عینکش را بالا میزند، تمام شب را در بایگانی میماند و پروندهها را میخواند. و سانی کوچولو… سانی دوست جدیدی پیدا میکند: یک نوزاد دیگر در بخش کودکان که مثل او دندانهای تیزی دارد و عاشق جویدن گوشه پروندههاست!اما…کنت اولاف بازگشت – این بار به عنوان پزشک متاتیاس!بله، دوباره! درست زمانی که بچهها به پرونده مرموز نزدیک میشوند، یک **پزشک جدید** به نام **متاتیاس** در بیمارستان استخدام میشود. متاتیاس یک پزشک معمولی به نظر میرسد، با ریش و سبیل پرپشت و لباس سفید تمیز. اما بچههای بودلر از همان لحظه اول میدانند: زیر آن ریش دروغین و لباس سفید، همان **کنت اولاف** است با خال کثیف روی صورت و ابروی پرپشت. این بار او لهجه خارجی عجیبی دارد و وانمود میکند که یک پزشک فوقتخصص از یک کشور دور است.اما این بار نقشه کنت اولاف خطرناکتر از همیشه است. او میداند که بچهها دنبال پرونده والدینشان هستند. او میداند که اگر بچهها حقیقت را بفهمند، نقشههایش برای همیشه نقش بر آب میشود. بنابراین او نقشه کشیده که:
1. پروندهها را قبل از بچهها نابود کند
2. بچهها را متهم به دزدی پروندههای محرمانه کند
3. آنها را در بخش روانی بیمارستان زندانی کند – جایی که هیچکس حرف دیوانهها را باور نمیکند### ☠️ نقشه کنت اولاف: سوء استفاده از بیماری و دردکنت اولاف این بار خیلی خطرناکتر از همیشه عمل میکند. او میداند که در بیمارستان، حرف پزشک قانون است. اگر پزشک بگوید کسی دیوانه است، همه باور میکنند. اگر پزشک بگوید کسی به مراقبت ویژه نیاز دارد، کسی سؤال نمیپرسد.او نقشه کشیده که وایولت را “بیمار روانی” تشخیص بدهد چون زیاد اختراع میکند. کلاوس را “بیمار روانی” تشخیص بدهد چون زیاد کتاب میخواند. و سانی را “بیمار روانی” تشخیص بدهد چون همه چیز را میجود. و بعد، آنها را در بخش روانی زندانی کند. در بخش روانی، کسی حرف بیماران را باور نمیکند. حتی اگر بگویند “کنت اولاف ما را زندانی کرده”. حتی اگر فریاد بزنند “کمک”.حالا بچهها باید:
1. قبل از نابود شدن، پرونده والدینشان را پیدا کنند
2. هویت واقعی دکتر متاتیاس را ثابت کنند
3. از بخش روانی فرار کنند
4. راز مرگ والدینشان را بفهمند – شاید برای همیشهو این بار، اتفاق مهمی میافتد که همه چیز را تغییر میدهد…چرا «بیمارستان خطرناک» یکی از مهمترین جلدهای مجموعه است؟– **فاش شدن رازها:** در این جلد برای اولین بار چیزهای مهمی درباره مرگ والدین بودلر فاش میشود
– **فضای پرتعلیق:** بیمارستان با راهروهای تاریک، اتاقهای مخفی و بخش روانی، ترسناکترین فضای مجموعه تا اینجا
– **معمای VFD عمیقتر میشود:** در این جلد چیزهای بیشتری درباره سازمان مخفی VFD و نقش والدین بودلر در آن میفهمیم
– **آقای پو در شرایط متفاوت:** این بار آقای پو هم در بیمارستان بستری میشود و بچهها فرصت عجیبی پیدا میکنند
– **نقطه عطف داستان:** اتفاقاتی که در این جلد میافتد، مسیر بقیه مجموعه را برای همیشه تغییر میدهدکلمات جدیدی که این بار یاد میگیریدر «بیمارستان خطرناک» با کلماتی مثل **«تشخیص»** (نظر پزشک درباره بیماری)، **«پرونده پزشکی»** (سوابق بیماری یک نفر) و **«بخش روانی»** (جایی که بیماران روانی را نگهداری میکنند) آشنا میشوی. و لِمونی اسنیکت این بار به تو توضیح میدهد که چرا گاهی حرف پزشک درست نیست و گاهی بیماران روانی تنها کسانی هستند که حقیقت را میبینند.مناسب چه کسانی است؟– کودکان و نوجوانان **۹ تا ۹۹ سال**
– کسانی که هفت جلد اول را خواندهاند و دیوانهوار منتظر جلد هشتم هستند
– طرفداران داستانهای معمایی در فضای بیمارستان
– کسانی که میخواهند راز مرگ والدین بودلر را بفهمند
– هر کسی که فکر میکند بیمارستان جای امنی است (سخت در اشتباهید!)
– کسانی که از داستانهای روانشناختی و تعلیق لذت میبرندچرا نشر ماهی؟نشر ماهی با ترجمه فوقالعاده **مژده دقیقی**، تمام تعلیق و رمز و راز این جلد مهم – از راهروهای تاریک بیمارستان تا بخش روانی ترسناک – را به زیبایی به فارسی برگردانده است. قطع رقعی، کاغذ سفید و طراحی جلد جذاب، خواندن این کتاب را به تجربهای فراموشنشدنی تبدیل میکند.—یک جمله از کتاب برای وسوسه شدن:> *«بیمارستان هیملیک جایی بود که والدین بچههای بودلر آخرین بار قبل از مرگ در آن دیده شده بودند. پرونده پزشکی آنها در بایگانی بیمارستان بود، پشت درهای قفلشده، در راهروهایی که هیچکس اجازه ورود نداشت. بچههای بودلر میدانستند که اگر بتوانند آن پرونده را پیدا کنند، شاید بالاخره بفهمند آتشسوزی خانه واقعاً تصادفی بود یا نه. اما برای پیدا کردن آن پرونده، اول باید از کنار یک پزشک دروغین، یک پرستار سختگیر و یک بخش روانی پر از بیمارانی که هیچکس حرفشان را باور نمیکند، عبور میکردند.»*حالا اگر جرات داری، لباس بیمار را بپوش و وارد بیمارستان خطرناک شو…**اما مواظب باش! بعضی از پزشکها بیشتر از بیماری، به فکر پول و ثروت هستند. و بعضی از بیمارستانها جای التیام دردها نیستند… جای ساخت دردهای جدیدند.****جلد هشتم ماجرای بچههای بدشانس را همین حالا تهیه کن – اگر از سوزن نمیترسی!**




دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.