
بچه های بدشانس 9_سیرک مرگبار* رقعی / ماهی
کد کالا
بچه-های-بدشانس-9_سیرک-مرگبار-رقعی-م
دستهبندی داستان و شعر نوجوان
برچسبها داستان و شعر نوجوان, کودک و نوجوان, محصولات, نوجوان
%20
تخفیف
ریال480,000 قیمت اصلی: ریال480,000 بود.ریال384,000قیمت فعلی: ریال384,000.
18 در انبار
| سال چاپ |
1400 |
|---|---|
| شابک |
9789647948814 |
| قطع |
رقعی |
| مترجم |
رضا دهقان |
| مولف |
لمونی اسنیکت |
| نوبت چاپ |
9 |
| نوع جلد |
شمیز |
روشنایی، نمایش در ساحل، و یک کنت اولاف با کلاه دریایی!آیا تا به حال آفتابگرفتگی دیدهاید؟ لحظهای که خورشید کمکم پشت ماه پنهان میشود، هوا تاریک میگردد، پرندگان ساکت میشوند و همه چیز رنگ دیگری پیدا میکند. حالا تصور کنید چنین لحظهای در یک شهر ساحلی، در میان جمعیت هزاران نفری که برای جشنواره آمدهاند، و در حالی که شما روی صحنه تئاتر ایستادهاید و بدجنسترین آدم دنیا دارد از تاریکی برای ناپدید کردن شما استفاده میکند. خوش آمدید به **جشنواره آفتابگرفتگی** – شاید عجیبترین و هیجانانگیزترین ماجرای بچههای بودلر تا به امروز!بعد از ماجرای بیمارستان خطرناک (و بله، فاجعهای که آنجا رخ داد)، وایولت، کلاوس و سانی بودلر باز هم بیسرپرست شدهاند. اما این بار خبر خوبی وجود دارد: دادگاه خانواده آنها را به سرپرستی **سرنا مریخ** میسپارد – یک بازیگر مشهور و ثروتمند که در شهر ساحلی **پروزپکت پارک** زندگی میکند. شهری کوچک و دنج با کلبههای چوبی رنگارنگ، اسکله چوبی، قایقهای ماهیگیری و بوی نمک دریا.سرنا مریخ: بازیگری که از هیچ چیز نمیترسد (به جز…)سرنا مریخ یک زن زیبا، پرانرژی و کمی عجیب است. او موهای بلند قرمزی دارد، لباسهای عجیب و غریب میپوشد و همیشه در حال تمرین نمایش است. او یک تئاتر کوچک در ساحل دارد و هر سال در **جشنواره آفتابگرفتگی** یک نمایش ویژه اجرا میکند. امسال، او تصمیم گرفته بچههای بودلر را در نمایشش بازی بدهد. برای اولین بار بعد از مدتها، بچهها احساس میکنند زندگی دارد به روال عادی برمیگردد.وایولت که عاشق ساختن چیزهای جدید است، مسئول طراحی صحنه میشود. او با استفاده از چوبهای اسکله و طنابهای قایقها، یک صحنه متحرک و شگفتانگیز میسازد. کلاوس که عاشق خواندن است، نقش یک کارآگاه باهوش را در نمایش بازی میکند – چیزی که خیلی شبیه به خودش است. و سانی کوچولو… سانی نقش یک نوزاد غولپیکر را بازی میکند که با دندانهای تیزش همه چیز را میجود! خودش واقعی است.اما…کنت اولاف بازگشت – این بار به عنوان کاپیتان ویدلبینز!بله، دوباره! یک روز یک مرد عجیب با کلاه دریایی، ریش دروغین بلند و لباس نارنجی ضدآب وارد شهر میشود. اسمش را میگذارد **کاپیتان ویدلبینز** و میگوید یک دوستدار محیط زیست است که آمده در جشنواره شرکت کند. او ادعا میکند که میخواهد درباره خطرات گرمایش زمین صحبت کند و مردم را آگاه سازد.اما بچههای بودلر از همان لحظه اول میدانند: زیر آن کلاه دریایی و ریش دروغین، همان **کنت اولاف** است با خال کثیف روی صورت و ابروی پرپشت. این بار او لهجه دریایی عجیبی دارد و وانمود میکند که ناجی محیط زیست است. اما نقشه او ربطی به محیط زیست ندارد. نقشه او ربط دارد به… **ثروت بچههای بودلر**.نقشه کنت اولاف: سوء استفاده از تاریکیکنت اولاف این بار نقشه هوشمندانهای کشیده است. او میداند که در جشنواره آفتابگرفتگی، هزاران نفر جمع میشوند. او میداند که در لحظه آفتابگرفتگی، هوا برای چند دقیقه کاملاً تاریک میشود. و او میداند که بچههای بودلر در آن لحظه روی صحنه هستند، زیر نور پروژکتورها، در مقابل چشم همه.نقشه او این است: درست در لحظه آفتابگرفتگی، وقتی همه به آسمان نگاه میکنند و هوا تاریک میشود، او بچهها را از روی صحنه میدزدد. او یک قایق آماده کرده، یک طناب، یک کیسه بزرگ. او حتی چند نفر همدست هم استخدام کرده تا جلوی هر کسی را که بخواهد دخالت کند، بگیرند.و بدتر از همه، او نقشه دارد که بچهها را به یک جزیره دورافتاده ببرد – جایی که هیچکس نمیتواند آنها را پیدا کند. جایی که آنها مجبورند برای همیشه در آن زندگی کنند… یا بدتر.حالا بچهها باید:
1. هویت واقعی کاپیتان ویدلبینز را ثابت کنند
2. نقشه کنت اولاف را خنثی کنند
3. نمایش تئاتر را بدون خراب شدن به پایان برسانند
4. از تاریکی آفتابگرفتگی استفاده کنند تا خودشان را نجات دهند – نه اینکه قربانی آن شوندو این بار، اتفاق مهمی میافتد که معمای **VFD** را برای همیشه تغییر میدهد…چرا «جشنواره آفتابگرفتگی» یکی از خاصترین جلدهای مجموعه است؟– **فضای ساحلی و متفاوت:** برخلاف جلدهای قبلی که در کارگاه، بیمارستان، هتل و دهکده بود، این بار ساحل، دریا و قایقها نقش اصلی دارند
– **سرنا مریخ:** یکی از بهترین و بامزهترین سرپرستهای بچهها. او آنقدر جذاب است که حتی کنت اولاف هم در مقابلش کم میآورد
– **تئاتر و نمایش:** برای اولین بار بچهها روی صحنه میروند و نقش بازی میکنند – و این خیلی به کارشان میآید
– **آفتابگرفتگی به عنوان نماد:** تاریکی در روشنایی، نماد فریب و دروغی که در ظاهر خوب پنهان شده
– **نقطه عطف VFD:** در این جلد چیزهای مهمی درباره سازمان مخفی و ارتباط والدین بودلر با آن فاش میشود
– **یکی از هیجانانگیزترین پایانها:** پایان این جلد را هیچکس حدس نمیزندکلمات جدیدی که این بار یاد میگیریدر «جشنواره آفتابگرفتگی» با کلماتی مثل **«گرفتگی»** (پنهان شدن یک جرم آسمانی پشت جرم دیگر)، **«نمایش»** (اجرای تئاتر روی صحنه) و **«نقش»** (شخصیتی که بازیگر در نمایش بازی میکند) آشنا میشوی. و لِمونی اسنیکت این بار به تو توضیح میدهد که چرا گاهی نقش بازی کردن برای زنده ماندن لازم است.مناسب چه کسانی است؟– کودکان و نوجوانان **۹ تا ۹۹ سال**
– کسانی که هشت جلد اول را خواندهاند و نفسنفس میزنند
– طرفداران داستانهای ساحلی و دریایی
– کسانی که از تئاتر و نمایش لذت میبرند
– هر کسی که میخواهد معمای VFD را عمیقتر بفهمد
– کسانی که فکر میکنند آفتابگرفتگی فقط یک پدیده نجومی است (سخت در اشتباهید!)چرا نشر ماهی؟نشر ماهی با ترجمه فوقالعاده **مژده دقیقی**، تمام جذابیت این جلد خاص – از بوی دریا تا هیجان آفتابگرفتگی – را به زیبایی به فارسی برگردانده است. قطع رقعی، کاغذ سفید و طراحی جلد جذاب، خواندن این کتاب را به تجربهای فراموشنشدنی تبدیل میکند. یک جمله از کتاب برای وسوسه شدن:> *«در پروزپکت پارک، هر سال جشنواره آفتابگرفتگی برگزار میشد. مردم از شهرهای دور میآمدند تا لحظه نادر ناپدید شدن خورشید را تماشا کنند. اما بچههای بودلر میدانستند که بعضی چیزها در تاریکی گم میشوند – نه فقط خورشید. بعضی وقتها آدمها هم در تاریکی گم میشوند. مخصوصاً وقتی کسی مثل کنت اولاف در همان تاریکی کمین کرده باشد.»*حالا اگر جرات داری، عینک آفتابگرفتگیات را بزن و به جشنواره برو…**اما مواظب باش! بعضی از آفتابگرفتگیها فقط چند دقیقه طول میکشند. اما بعضی از تاریکیها… بعضی از تاریکیها تا همیشه باقی میمانند.****جلد نهم ماجرای بچههای بدشانس را همین حالا تهیه کن – اگر از تاریکی نمیترسی!**




دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.