
فلسفه ی پیاده روی (ماهی)
کد کالا
10047
دستهبندی دسته-بندی-نشده
برچسبها ادبیات فرانسه, ادبیات معاصر, ادبیات واقع گرایانه, دهه 2000 میلادی, فلسفی
%20
تخفیف
ریال3,850,000 قیمت اصلی: ریال3,850,000 بود.ریال3,080,000قیمت فعلی: ریال3,080,000.
2 در انبار
| شابک |
9789642093816 |
|---|---|
| مترجم |
مهدی امیر خانلو |
| مولف |
فردریک گرو |
فردریک گرو، فیلسوف فرانسوی و استاد دانشگاه پاریس، در این کتاب پرفروشِ کوچک اما شگفتانگیز میخواهد چیز دیگری به شما بگوید: اینکه پیادهروی، اگر درست انجامش دهید (و درست یعنی آهسته، طولانی، بیهدف و معمولاً در دل طبیعت)، میتواند یکی از عمیقترین تجربههای فلسفی زندگیتان باشد. نه عرفان «هندی-بودایی»، نه خودیاری آمریکایی، فقط تو، زمین زیر پایت، و اندیشههایی که هیچ جور دیگری به سراغت نمیآیند.کتاب یک راست میرود سراغ این سوال به ظاهر ساده: «اصلاً چه فرقی دارد پیاده بروی یا با ماشین بروی؟»جواب گرو ساده است: وقتی با ماشین میروی، منظره از پنجره رد میشود. تو نگاهش میکنی، شاید لذت هم ببری، اما هیچ وقت مال تو نمیشود. چون برای مالک شدن، باید … زحمت بکشی. باید مسیر را با پای خودت طی کنی، عرق بریزی، خسته شوی، گاهی باران بخوری و باد صورتت را بزند. گرو میگوید وقتی این کار را میکنی، «زیبایی جهان در تو حک میشود، و تو در آن.» نه یک تماشاگر، که بخشی از منظره.**پیادهروی یعنی آهسته شدن**گرو مینویسد که لذت واقعی پیادهروی در «کندی» آن است. وقتی آهسته راه میروی—نه مثل یک ورزشکار که به خط پایان فکر میکند—«هر ساعت، هر دقیقه، هر ثانیه نفس میکشد، عمیقتر میشود.» این آهستگی، نوعی عصیان در برابر دنیای مدرن است که مدام میگوید «زودتر، سریعتر، بیشتر». گرو پیادهروی واقعی را «نه یک ورزش، نه یک سفر، چیزی عمیقتر و سادهتر» میداند.**قدم زدن با بزرگهای فلسفه**بخش جذاب دیگر کتاب، همراهی با فیلسوفان و نویسندگانی است که پیادهروی برایشان یک امر جانبی نبود. گرو شما را با خودش میبرد کنار:– **نیچه**: که برای فرار از میگرنهای فلجکننده، ساعتها در کوههای ایتالیا قدم میزد و معتقد بود «تنها ایدههایی که در حین پیادهروی به دست آمدهاند ارزش دارند.»
– **کانت**: که هر روز، سر ساعت معین، در خیابانهای کونیگزبرگ قدم میزد—نه برای الهام، برای **فرار** از الهام. برای اینکه ذهنش از فکر کردن اجباری خلاص شود.
– **روسو**: که میگفت فقط در پیادهروی میتواند فکر کند. نشسته، پشت میز، هیچ ایدهای به سراغش نمیآمد.
– **تورو**: که «والدن» را در کلبهای در دل جنگل نوشت، اما هر روز ساعتها در آن جنگل قدم میزد.و گاندی. و رمبو. و بودلر. و نروال—که در پیادهرویهای طولانیاش در پاریس به دنبال درمان مالیخولیا بود.این کتاب یک پانتئون است از انسانهایی که «تنها با دو پا و زمین» به بزرگترین ایدههای تاریخ رسیدند.**چهار نوع پیادهروی**گرو در این کتاب، پیادهروی را به چهار مقوله تقسیم میکند:1. **«قدم زدن ضعیف»** (Walking as a Weakened Form)—همان پیادهروی روزمرهی شهری که فقط برای رسیدن به جایی انجام میدهیم.
2. **پیادهروی به مثابه عصیان**—راهپیماییهای اعتراضی، که پاها را به سلاح تبدیل میکند.
3. **پیادهروی زاهدانه**—زیارت (مثل سفرهای طولانی به سانتیاگو د کامپوستلا یا کامینو د سانتیاگو) که راهبی در آن خبری نیست؛ خود مسیر تبدیل به کلیسا میشود.
4. **و اصیلترین نوع: «پیادهروی متعالی»** (Walking as a Profound-Form)؛ جایی که «هیچ مقصدی جز خود مسیر» وجود ندارد. تو راه میروی نه برای رسیدن، که برای خود راه رفتن. و در این نوع است که گرو میگوید: «هویتهایمان را در طول مسیر رها میکنیم. همهی جاهطلبیها فرو میریزند. ما به زمین نزدیکتر میشویم، اما همزمان از قفس تنهایمان هم بیرون میزنیم. انگار یک برگ خشکیم که باد در مسیر میغلطاندش.»کتاب «فلسفه پیادهروی» را نشر **ماهی** منتشر کرده است. نسخه اصلی در فرانسه پرفروش شد و با ترجمه روان و دقیق به فارسی، حالا در دسترس خواننده ایرانی است. این کتاب نه بلد است خستهتان کند و نه با کلمات قلمبهسلمبه فلسفی میخواهد راه رفتن را برایتان غیرقابل درک سازد؛ برعکس، مثل یک دوست اهل دل و سفر است که با جملههای موجز و مثالهای عینی از «کندی»، «تنهایی» و «حضور در لحظه» با شما حرف میزند.اگر از آن دسته آدمهایی هستید که گاهی ساعتها در سکوت راه رفتهاید و وقتی برگشتهاید، هیچکس نفهمیده چه بر سرتان آمده—این کتاب مال شماست. اگر پیادهروی برایتان فقط یک ورزش نیست، بلکه نوعی رابطه است با زمین، با زمان، و با خودتان—این کتاب را از دست ندهید.پس کتاب را باز کنید. بگذارید فردریک گرو دستتان را بگیرد و ببرد به مسیرهایی که شاید تا به حال فقط در رویاهایتان بودید. مسیرهایی که نه در گوگل مپ نشان داده میشوند، نه در کتابهای راهنما. مسیرهایی که فقط با پاهایتان و ذهنتان پیدا میشوند.**صرفاً نقلقولی از نیچه، تقدیم به شما:** «اگر میخواهی روحی آزاد داشته باشی، بدنت را به پیادهروی عادت بده.»




دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.